خانه > این روزها, جدایی, خواب, نفرين > ديدم که جانم ميرود

ديدم که جانم ميرود

ديروز خواب بدي ديديم.خواب ديدم مردي و من وقتي رسيدم که دارن تشيعت مي کنن.جاخوردم وقتي عکستو رو تابوت ديدم,نمي دونم چرا کسايي که فکر مي کردم يکم از اين رابطه خبر داشتن انقدر الکي دلداريم مي دادن اونا هميشه باعث دوريمون بودن. منم فقط اشک مي ريختم. نمي دونم چرا تو خوابم سراغ زنتو گرفتم؟! تو خواب باز اون بود که تنهات گذاشته بودت و من بودم که اشک مي ريختم. پرسيدم چجوري مردي ؟ گفتن :کشته شدي بدنتم تکه تکه شده. يهو يه حفره تو دلم باز شد,همينجا اينجا آخ که چقدر اشک ريخته بودم تو خواب. فقط يادم مياد جمله ي آخر خوابمو که ميگفتم من نمي خواستم اينطوري بشه .من نفرينت نکردم .بيدار شدم يه خورده آروم که شدم دستمو گذاشتم اينجا ! حفره هنوز سر جاش بود!
بيدارم
شک ندارم
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده.
  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.